X
تبلیغات
مدیسه
رایتل

PAT & MAT

خاطره های جالب و خنده داری که برا PAT & MAT وجود داره

کارمندی

یه دوره ای .........

موش

سوسک 

رنگ مو

ایمیلم

نصفه شبی

انگار خدا روز و ازمون گرفته تا الان داشتیم به کامپیوترای هم ببخشید رایانه های هم ریموت میشدیم پت ریموت شده یه آهنگ گذاشته منم مامانم خاب! میگم پت: قطعش کن قطعش کن مامانم خابه! پت هم از خنده ته نشین شده منم مدام میگم قطعش کن بعد یهو یادم افتاد خودم میتونم مدیا پلیرو ببندم

چرت و پرت گویی مت

سلام علیکم دوستان.

امروز کلاس شبکه داشتیم و شیطنت مت بدفرم گل کرده بود.

رفتیم سر کلاس و کلی شیطنت کردیم. امروز مت گفت : پت برای یکی بگم دعا می کنی؟

منم گفتم آره عزیزم بگو.

گفت: دعا کن طرف مقابلم اگه مشکل داره خدا رفعش کنه تا بیاد و ماهم از مجردی در بیایم. منم برا طرف مقابل تو دعا می کنم.

راستی امروز که سوار ماشین شدیم یاد یکی از خاطراتمون افتادم و اون اینکه یه بار تو آینه نگاه کردمو خودم رو که دیدم با تعجب گفتم اِ مت این چقد شبیه سمیه است(خواهرم) . سمیه اینجا چیکار میکنه ؟ مت در حالی که از خنده کف زمین پهن شده بود گفت این خودتی.  

پ.ن : کلا مت عشق چرت و پرت گفتنه . این حرفیم که زد فقط محض خنده بود . وگرنه خونه بابا خیلی خوش می گذره و حالا حالا ها قصد نداریم خودمونو گرفتار کنیم.

سلام بعد از یک سال

 سلااااااااااااااااااااااام به دوستای گلم .خوبید اول عذر خواهی بابت اینکه خیلی دیر (تقریبا 1 سال) آپ کردم اما تصمیم دارم از این به بعد وبلاگمو مرتب آپ کنم.

فرارسیدن ماه محرم هم به همه دوستدارای اربابمون تسلیت می گم . توی این ماه وقتی دلتون شکست من رو هم دعا کنید که به دعاتون خیلی خیلی نیاز دارم.

در مورد این مدت بگم که برای مت توشرکت کار پیدا کردمو اومد پیش من البته بعد از 5و6 ماه کار کردن تصمیم گرفت دیگه سر کار نیاد چون براش سخت بود. من همچنان تو اون شرکتم و دارم کار می کنم .خواهرم که عروسیش بود بارداره و 1 ماه دیگه کوچکولوش به دنیا میاد.نی نی مون هم دخمله.

دیگه اینکه با مت کلاس های MCITP میریم و تصمیم گرفتیم ارشد هم بخونیم  البته برای سال بعد. قصدمونم فقط دولتیه که من دوست دارم یا مهندسی شبکه و یا امنیت سیستم های اطلاعاتی بخونم . فقط خدا کنه که انگیزم تا آخر اینجوری که هست بمونه .

پروژه سیستم عامل

روزی که می خواستیم پروژه سیستم عاملمونو تحویل استاد بدیم. شبش ریحانه زنگید و گفت من نتونستم ایراد پروژرو حل کنم .(خسته نباشه) زنگ زدم پیمان قپی و قرار شد برامون حل کنه پروژرو با آژانس برا مت فرستادم تا مت ببره بده بهش آخه به مت نزدیک تره .راستی یه دروغ دیگه هم گفت : اونم اینکه آدرس خونشونو که می داد گفت خ دکتر بهشتی . به مت گفتم گفت : نه بابا اونجا اصلا چنین خیابونی نداره. وقتی رفتیم دیدیم اصلا چنین اسمی وجود نداره . آخه تو آدرسم پز می دی ؟ دیگه محله رو که نمیتونی عوض کنی.  صبح با مت رفتیم دم خونشون باباش اومد و گفتیم صداش کنه. تو این زمان یه سگ بسیار بزرگ از خونشون اومد بیرون و من و مت دویدیم سمت ماشین . مت ماشین رو باز کرد و نشستیم تو ماشین تا خود پیمان قپی بیاد . وقتی اومد با ترس و لرز پیاده شدیم و پیمان گفت : این بی آزاره میاد و میره. تو دلم گفتم ماشالله مامان و خواهراش چه شجاعتی دارن.بالاخره رفتیم سر کلاس و سیاوش اومد برامون توضیح داد و ایراد برنامشونو با کمک برنامه ما رفع کردن.(برا هر دو مون feedback) بود . تو دکمه ها یه دکمه اجرای مجدد داشت که مهدی گفت ما قمی ها میگیم ادسل .همه زدیم زیر خنده بعد مهدی برداشت رو دکمه نوشت ادسل . ذخیره رو هم نوشت تلنبار . من به سیاوش گفتم اجرا چی میشه سیاوش گفت اونو دیگه باید برم از مامان بزرگم بپرسم .مهدی که خیلی صمیمی شده بود اومد مت رو صدا کنه که ناخودآگاه زد رو دست مت و گفت ببین . مت کپ کرد و مهدی هم سرخ شد،آبی شد، بنفش شد، خلاصه رنگین کمونی شد واسه خودش و حرفش رو قورت داد و رفت کنار.

   1       2       3       4       5       ...       20    >>