X
تبلیغات
رایتل

PAT & MAT

خاطره های جالب و خنده داری که برا PAT & MAT وجود داره

از پله افتادن

روز یکشنبه بود و من و مت هم کلاس نظریه زبان ها  

داشتیم.شب قبلش به یکی از دوستام زنگیده بودم 

و قرار گذاشته بودیم که صبح زود بریم تا رفع اشکال 

کنیم . بعد از رفع اشکال ، با مت داشتیم از پله ها  

میومدیم پایین تا بریم پرینت انتخاب واحدمون و بدیم 

آموزش.سالن هم پر بود از دانشجو. سه تا پله مونده

بود که نمیدونم چی شد رو پله ها خوردم زمین 

و سه تاروباهم اومدم.داشتم از خجالت آب می شدم 

فقط بلند شدمو خودمو با خونسردی تمام تکوندمو بعدُ  

جوری که کسی قیافمو نبینه از در پشت سالن زدم  

بیرون.فقط خداخدا می کردم که از هم کلاسی های 

پسر کسی نبوده باشه. وقتی اومدیم بیرون به مت  

گفتم:مت از پسرا کسی نبود؟مت گفت:من نگران حال  

توام،نه کسی نبود. یه نفس عمیقی کشیدمو خدارو 

شکر کردم هم برای اینکه هم کلاسیام نبودن و هم  

برای اینکه اتفاقی برام نیفتاد .