X
تبلیغات
رایتل

PAT & MAT

خاطره های جالب و خنده داری که برا PAT & MAT وجود داره

چادر شتن نو پنگوئن

از دانشگاه که اومدیم بیرون با مت تصمیم گرفتیم  

بریم پنگوئن. یه پیتزا سفارش دادیم و منتظر موندیم.  

بعد رفتیم دستامونو بشوریم که دیدیم شیر آبشون  

خیلی عجیبه با کلی فکر کردن بالاخره فهمیدیم  

چه جوری بازش کنیم . اصلا همه چیز اون جا  

عجیب بود. مایع دستشویی هم عجیب بود. چشم الکتریکی  

داشت اما باید حتما دست دیوار رو لمس می کرد تا مایع روی  

دست می ریخت وگرنه می ریخت زمین . ماهم که  

نمی دونستیم  و از طرفی تو جاهای عمومی دستامو هر  

جایی نمی  زنم. نگو منم هربار که دستمو زیر مایع می گرفتم  

مایع می ریخته پایین  چادر من. یه لحظه که پایینو نگاه کردم  

دیدم چادرم پر مایع ست با مت نگاهی به دور و بر کردیم  

و دیدیم هیچ کس جز خودمون نیست منم پایین چادرمو  

حسابی شستم... اونقدر با مت خندیدیم که دل درد  

گرفتیم. هنوزم وقتی یادم می افته کلی می خندم.  

حتی الان که دارم می نویسم هم دارم می خندم. بعد از شستن  

پایین چادرمو رو صندلی کناریم پهن کردم که خشک شه. راستی  

وقتی داشتم می شستم همه جا رو آب گرفته بود چون آبراهش  

توان خارج کردن اونهمه آب رو نداشت. خلاصه یه صحنه ی  

فجیع و خنده داری ایجاد شده بود.