X
تبلیغات
رایتل

PAT & MAT

خاطره های جالب و خنده داری که برا PAT & MAT وجود داره

دستشویی های open و...

سلام دوستان 

منMAT هستم میدونم که از آشنایی با من خوشحالید 

{آیکون کسی که اعتماد به نفسش لایه ی اوزون رو  

سوراخ کرده}پارسال این موقع ها بود که از طرف بسیج 

دانشگاه رفتیم مشهدوااااااااااااای که چقدر خوش گذشت  

از همه جالبترش دستشویی های توی راه بود نمی دونم  

چرا همشون اپن بودن یعنی مثلا قسمت شیشه خور  

در شیشه نداشت یا روی در البته قسمت بالای در یه  

پنجره کوچیک بدون شیشه داشت طوری که وقتی  

می ایستادی اشخاص بیرون که در حال انتظار بودن رو  

می دیدی من رفتم تو یکی از این دستشویی ها وقتی  

داشتم لباس می پوشیدم دیدم خانومه زل زده به من  

بعداز بس خجالت کشیدم برگشتم به خانومه گفتم  

ببخشیدا  یادش بخیر تازه بعضی از دستشویی ها  

درشون کامل شیشه ای بود که کلا نمیشداستفاده کرد. 

یادش بخیر بعد از این که رسیدیم هتل یه کم استراحت  

کردیم بعدحوصله مون سر رفت گفتیم بریم بیرون یکی  

پیشنهاد داد بریم با آسانسور زنگ طبقات بزنیم تا بیان  

بیرون میریم طبقه بعد تو یکی از این طبقات ملت همیشه  

حاضر در صحنه منتظر آسانسور بودن ولی ما بهشون راه  

ندادیم تازه آخر شبم رفتیم بیرون آدم برفی درست کردیم  

آدم برفیمون شبیه لولو ها شده بود آخه چشماشو  

تخم مرغ پخته که از صبحونه مون مونده بود  

گذاشته بودیم کلا خیلی باحال شده بود   

 

بعدن نوشت:یکی دیگه از وبلاگای من و PATعزیز                               خاطرات یک دانشجوی متقلبه اگه دوس داشتین سر بزنید{کلیک}